ایرج قادری : پس توقع داشتی فیلم ترکی ِهندی یا عربی بسازم .من ایرانی هستم باید فیلمفارسی بسازم!![]()
خبرنگار : شما چرا همیشه نیمه خالی لیوان را می بینید؟
بیضائی : من نیمه پر لیوان رو می بینم که به سرعت داره خالی می شه .
وودی آلن : من نیمه پر لیوان رو می بینم که پر از زهره .
***
شخصی که متهم به قتل همسایه اش شده بود بازداشت شده و به نزد قاضی برده می شود
قاضی : شما شب حادثه کجا بودی ؟
متهم : سینما جناب قاضی
قاضی : شاهدی هم داری ؟
متهم : نه جناب قاضی
قاضی : اگه راست می گی بگو ببینم آنشب سینما چه فیلمی نشون می داد ؟
متهم : سال گذشته در مارین باد جناب قاضی
قاضی ماموری را برای تحقیق به سینما می فرستد و مشخص می گردد که شب حادثه سینما همین
فیلم را نشان می داده است .
قاضی : یک سئوال دیگر ازت می پرسم اگر جواب دادی آزادی ولی اگر جواب ندادی به حبس ابد
محکوم می شوی . اگر واقعا درشب حادثه تو در سینما بودی داستان فیلم رو تعریف کن ببینم
متهم که واقعا فیلم را دیده بود ولی از داستان فیلم سر در نیاورده بود نتوانست داستان فیلم
حبس ابد محکوم شد.
***
فريدون جيراني : آقاي فرحبخش هدف شما ازساختن فيلم كلاغ پر چي بود ؟
حسين فرحبخش : تجربه نشان داده هركشوري كه سينماي پرتري داشته باشد ازامنيت بيشتري
برخورداراست من با فيلم كلاغ پر سينما ها را پر مي كنم و بدينترتيب به امنيت كشورم كمك
مي كنم
***
اكبر عالمي ( مجري برنامه سينما ماوراء) : خوب آقاي دكتر فاطمي براي اينك بينندگاني كه
الان گيرنده هاشونو روشن كردند برنامه مارو با يك برنامه معارف اشتباء نگيرند اگر موافق
باشيد كمي هم راجع به فيلم صحبت كنيم.
***
از خاطرات سيدني چاپلين پسر چارلز چاپلين
يك روز به سينمائي كه فيلم هاي قديمي پدرم را نشان مي داد رفتم . مردي كه پشت سرم نشسته
بود درطول نمايش فيلم آنقدر بلند بلند مي خنديد كه اعصابم حسابي خرد شد . وقتي چراغهاي
سالن روشن شد برگشتم تا چهره تماشاگر پشت سرم را ببينم او پدرم چارلي چاپلين بود.
***
هيتلر : از هيچكاك متنفرم تعليق اختراع يهودي هاست تا ملت آلمان را تضعيف كنند .
*****
خبرنگار : چرا فيلم مي سازيد ؟
بيضائي : اگر من فيلم نمي ساختم زندگي كساني كه از راه جلوگيري كردن از كار من مي گذرد
چگونه مي گذ شت ؟ من فيلم مي سازم همانطور كه انسان غارنشين برروي ديوار نقاشي
مي كرد با اين تفاوت كه آنموقع نظارت نبود .
*****
اگه گفتيد زنگ موبايل ديويد لينچ چيه ؟
- صداي يك بچه كه اين جمله را تكرار مي كند : از دندونام داره خون مي آد.
******
كليشه هاي سينمائي
- هميشه اين امكان وجود دارد كه بيرون يا روبروي ساختماني كه واردش مي شويد جاي پارك
براي ماشينتان پيدا كنيد.
- وقتي مي خواهيد كرايه تاكسي بدهيد كاملا اتفاقي اسكناسي مي دهيد كه به اندازه مبلغ دقيق
كرايه است .
- اخبار تلويزيون معمولا هماني است كه درست با ماجرائي كه همان لحظه درگيرش هستيد
ارتباط دارد.
- وقتي آرايش مي كنيد نيازي به تجديد آن نيست حتي اگر درحال موج سواري باشيد
- اگر گلوله هايتان تمام شد سلاح تان را دور بياندازيد هميشه سلاح ديگري همان دور و بر پيدا
خواهيد كرد.
- اتومبيل ها بلافا صله با اصابت يك گلوله يا واژگون شدن منفجر مي شوند.
- معمولا شعله يك كبريت براي روشن كردن اطاقي به وسعت يك استاديوم فوتبال كافي است.
- وقتي چراغ را خاموش مي كنيد تا به رختخواب برويد هنوز دراطاق همه چيز معلوم است
فقط كمي رنگ آبي به خود گرفته است .
